محمد تقي جعفري

190

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

در اقيانوس پهناور و عميق كه هر لحظه اى بيم طوفان در آن مىرود ، پديده اى فوق جنون است كه تصورش براى مغزهاى معتدل بسيار دشوار است . رها كردن عدالت و خود را سپردن به بادهاى عوامل محيط و انسانهايى كه با انواعى از انگيزه‌هاى سودجويانه ، ارتباط با يكديگر برقرار كرده‌اند ، جز با همان مثال كشتى و قايق توضيح دادنى نيست . ناراحت كننده تر از آن ، اينست كه چنين نيست كه اگر عدالت در روابط اجتماعى برقرار نگردد ، تنها يك امتياز از دست رفته باشد ، بلكه با از دست دادن اين امتياز قايق حيات انسانى سيلى خور طوفانهاى جور و ستم قرار خواهد گرفت ، زيرا در آن جامعه كه قانون حكومت خود را از دست بدهد ، و افراد و گروه‌ها رفتار خود را با آن تطبيق نكنند ، حكومت ستم با انواع گوناگونش آغاز مىگردد ، دليل اين مدّعا روشنتر از آن است كه احتياجى به تفصيل داشته باشد . همين مقدار كافى است كه توجهى به اختلاف افراد و طبقات از نظر قدرت و ناتوانى بنماييم . روى همين اصل بديهى اختلاف در قدرت و ضعف است كه مىگوييم : از هر جامعه اى كه عدالت رخت بربندد ، ظلم و جور فورا رخت خود را باز نموده و بساط خود را مىگستراند . عدالت از ديدگاه قرآن هيچ متفكر و مكتبى نمىتواند ضرورت و امتيازات عدالت را با آن عظمت كه قرآن مطرح كرده است ، معرفى و توصيه نمايد . اين آيه را چند بار و با دقت حياتى مطالعه فرماييد : * ( وَتَمَّتْ كَلِمَةُ رَبِّكَ صِدْقاً وَعَدْلًا لا مُبَدِّلَ لِكَلِماتِه ) * ( 1 ) . ( و مشيت پروردگار تو با صدق و عدل به جريان افتاده است ، هيچ عامل تبديل كننده اى براى مشيتهاى او وجود ندارد ) . اگر در اعماق زمين فرو شويد و سپس از اين خاكدان بالا رويد و همهء كهكشانها

--> ( 1 ) الانعام آيهء 115 .